skip to main | skip to sidebar

گـنـدم

Wednesday, June 29, 2005

ژرف و سکوت و آغوش
گریز از مرگ ساحل
در دل اقیانوس،دل آشوبه ای دلچسب
ماهی ها،
خسته از بازی تور وصیاد
بوی گند مرواریدهای در صدف مانده سالها
از دور
خونِ پاشیده به شن ها
بازگشت
بازگشت...

در 5:01 AM

No comments:

Post a Comment

Newer Post Older Post Home
Subscribe to: Post Comments (Atom)

Blog Archive

  • ►  2009 (9)
    • ►  March (2)
    • ►  February (4)
    • ►  January (3)
  • ►  2008 (3)
    • ►  September (1)
    • ►  March (1)
    • ►  January (1)
  • ►  2007 (1)
    • ►  June (1)
  • ►  2006 (1)
    • ►  February (1)
  • ▼  2005 (39)
    • ►  December (2)
    • ►  November (2)
    • ►  October (5)
    • ►  September (5)
    • ►  August (7)
    • ►  July (11)
    • ▼  June (7)
      • ژرف و سکوت و آغوشگریز از مرگ ساحلدر دل اقیانوس،دل...
      • باز ما ماندیم و شهر بی تپشو آنچه کفتارست و گرگ و ر...
      • می توان با هر فشار هرزۀ دستیبی سبب فریاد کرد و گفت...
      • کار من نبودنگه داشتن زمانتا جمعه نیایدکار من نبود ...
      • تیر خلاص« گابریل گارسیا مارکز» روزنامه نگار و نویس...
      • درد دست های توحس می کنم درد دست هایت راغرق می شوم ...
      • بوسه بر لبهای خونینبرگرد و نگاهم کن معشوق قدیمی ام...

About Me

My photo
View my complete profile